محسن کدیور عضو اتاق فکر لندن جنبش سبز اخیراً طی نامهای به سید حسن خمینی خواستار مقابله او با نظریه ولایت فقیه که مهمترین میراث بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است، شده است.
این حامی موسوی در این نامه موهن با حمایت مزورانه از سید حسن مینویسد: «بی شک شما به عنوان یکی از نوادگان فاضل مرحوم آیتالله خمینی بیش از دیگران برای پاسخگویی به ابهامات مکتب سیاسی آیتالله خمینی احساس مسئولیت خواهید کرد.»

با بازخوانی نامه این روحانی نمای عضو جنبش سبز حقد و کینه وی نسبت به امام و آرمانهای والای ایشان مشخص میشود چرا که وی با سفسطه و آوردن جملات کلیدی امام به این جملات حمله برده و این نظریات آن پیر فرزانه را باطل میشمرد.
شاید این خبری بود که خبرگزاری ها وابسته غربی و صهیونستی رو شدیدا گیج و متحیر ساخت.

به نقل از رجانیوز: ((برخي از راديوهاي بيگانه مانند راديو آمريکا و فرانسه تا لحظه مخابره خبر سکوت اختيار کردند و واکنشي به اعدام اين تروريست دست پرورده دولت آمريکا نداشتند. متعاقب اعدام عبدالمالک ريگي سرکرده گروهک تروريستي فعال در شرق ايران برخي شبکه هاي رسانه اي در خدمت صهيونيسم سناريوي تکراري ايجاد شکاف بين شيعه و سني را به اجرا گذشتند))
ریگی،شخصیتی که گروهک منافق معروف به جندالله رو رهبری می کرد و چند ماه قبل توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد شدیدا توسط مخالفین و معاندین نظام مورد حمایت قرار گرفته بود ورسانه های وابسته غربی وشبکه های ماهواره ای چندین بار این شرور را فردی انقلابی و فرزند ایران معرفی کردند و سعی داشتند تا رفتار ها و اعمال منحوس و شیطانی او را تحت عنوان حرکت های انقلابی و مجاهدانه تبیین و تعریف کنند.
اما با اعدام ریگی و برملا شدن اقدامات وحشیانه ی او ،غرب که باز با عواقب حماقت ها و جهالت های خود روبه رو شده قصد دارد تا با بی ربط خواندن روابط خود با ریگی و گروه منافق جندالله خود را تبرئه نماید.
دوستان عزیز ،فتنه ای که در سال 88 ما آن را با توکل برخدا و مدد گرفتن از حضرت حق و عنایت ویژه ی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه وهم چنین با رهبری شایسته مقام عظمای ولایت با پیروزی و موفقیت گذراندیم (هرچند با تاسف تمام شاهد ریزش برخی از خواص مطرح جامعه نیزبودیم) را نمی توان تنها فتنه از مجموع فتن آخر الزمان دانست بلکه این نقطه ی آغاز وکلید شروع فتنه های بعدی است که همان طور که قبلا نیزبیان گردیده از فتنه ی سهمگین دجال آخرلزمان نیز خطرناکتر است.

طراحان فتنه ی سال ۸۸ که مدت ها قبل شروع به برنامه ریزی و طراحی این فتنه نموده بودند و ابتدا با بحث انتخابات و توهم تقلب پا به عرصه گذاشتند وخود را مدافع حقوق مردم نام گذاری کردند با نشانه گیری ارکان اصلی جامعه ازجمله ولایت فقیه و شخص ولی فقیه برحق زمانه حضرت آیت لله خامنه ای مدظله العالی قصد تخریب کلیت نظام حاکم بر جامعه راداشتند وچون ذره ای به اهداف شوم و پلید خود نزدیک نشدند،مطمئنا با تجربه تلخی که از گذشته دارند ودرک اشتباهات گذشته در حال برنامه ریزی و طراحی حرکتی به مراتب عظیم تر از سال قبل هستند که:
آرام بودن روز ۲۲ خرداد امسال را هم میتوان فروکش کردن آتش فتنه گران ندانست ،بلکه میتوان برداشت فردایی طوفانی تر کرد.

اسلام ناب محمدی ،اسلام اصیل و حقیقی است که به روشنی و با صراحت تمام میتوان جلوه های انوار الهی را در آن نمایان و آشکارا دید اما اسلام آمریکایی که متا سفانه در حال گسترش در جامعه است و غربی ها و معاندین با مقاصد منحوس خود آن را تحت عنوان اسلام حقیقی عرضه میکنند چیزی جز تباهی و کافرمنشی نیست.
اسلام آمریکایی، اسلام مرفهین بی درد ،اسلام سودجویانی است که قصد دارند با مقاصد شوم خود از اصول اسلامی و از نام اسلام برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند.
در شرایط کنونی بایستی مراقب بود که ناآگاهانه و با بی اطلایی از مسیر حقیقی و صحیحی که نشئت گرفته از قرآن و روایات پیامبر اعظم و ائمه اطهار است منحرف نگردیدم ودر این زمان با پیروی شایسته از خط پر بهجت و مبارک ولایت فقیه خود و تفکر خود را تضمین کنیم.
تا انشاءالله در زمان قبل از ظهور و پس از آن جزو یاران صدیق و راستین حضرت ولی عصر گردیم و با افتخار تمام جان خود را تقدیم این بزرگوار کنیم.
یا مهدی...
همین حساسیت جایگاه است که چون به تاریخ صدر اسلام نگریسته می شود بعضی از خواص محکوم می شوند و بعضی قابل احترام. بی بصیرتی خواصی چون طلحه و زبیر آنها را به سقوط کشاند و بصیرت و روشنگری های عمار و ابوذر و مقداد و سلمان و ... آنها را عزیز. نکته ظریف آنکه همانگونه که رهبر انقلاب هم فرمودند این صحابه در تاریخ نه به واسطه نمازها و عباداتشان به نیکی یاد شده اند که به خاطر موضع گیری های سیاسی به موقع و به حقشان بوده است که اینچنین مقامی یافته اند.

فتنه سال 88 هم عرصه امتحان و آزمون خواص بود. فتنه ای که اصل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته بود و بهانه اش انتخابات ریاست جمهوری بود. لذا خواصی که خود را در چارچوب جمهوری اسلامی تعریف می کردند مورد سئوال بوده اند که نسبت به این فتنه چه کردند؟ هشدار های مکرر رهبر انقلاب به خواص دو پهلو که به خاطر منافع حزبی، مالی، سیاسی و ... موضع گیری شفافی در قبال حوادث بعد انتخابات نمی گرفتند آزمونی سخت برای این دسته از خواص بود. به تعبیر خود ایشان شکست در این آزمون به معنای سقوط بود. هوشیاری مردم در فتنه بعد انتخابات به حمدالله باعث شد یکی از مدعیان نسبت به همین خواص، خود مردم باشند که تا هنوز هم ادامه دارد و هر زمان و مکانی این چنین خواصی را می بینند که یا سکوت کردند و یا دو پهلو سخن راندند را به میز محاکمه می کشانند.
اما آنچه برای ما تلخ است و به ما جرات حرف زدن میدهد اینست که میبینیم بعضی افراد با مقاصد شیطانی خود، بزرگان تاریخ مارا از ما میگیرند و تفکر نحس و مذموم خود را همسو با تفکر آنها نشان میدهند و به نوعی و به بیان بهتر بزرگان ما را میدزدند...

برای من نگران کننده اینست که اشخاصی که تمام عمر خود را صرف بالا نگهداشتن پرچم خدا کرده اند وقتی توسط این تفکر های شیطانی به ثبت افکار آنها میرسند دیگر سخنی از همت ها و مجاهدت ها و جان نثاری های خالصانه ی آنها مطرح نمی شود و تلاش آنها را تنها فراهم کرن شرایط زنگی بهتر در فضای ناچیز دنیا بیان میکنند ...وای برشما و افکار منحوستان ...

فتنه هایی که در جامعه اسلامی و به صورت همه گیر مطرح میشود تنها گریبان مردم عامی را نمیگیرد بلکه هدف اصلی این فتنه ها ریزش خواص مطرح جامع است.افرادی که از بصیرت کافی برخوردار نبستند هر لحظه بایستی خود را در معرض این دست فتنه ها ببیند.
میتوان آسیب فتنه های آخرالزمان که در جوامع اسلامی رخ میدهد را از آسیب فتنه ی دجال نیز سهمگین تر دانست.

پس تنها به نام و یاد او ...